دوست داشتم کسی جایی منتظرم بود

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند....شاهبازان طریقت به مقام مگسی

دوست داشتم کسی جایی منتظرم بود

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند....شاهبازان طریقت به مقام مگسی

به نام او و به یاد او

يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۳۷ ب.ظ
من ادم تنهایی طلبی هستم.
یعنی خیلی تنها بودن اذیتم نمی کنه ...در واقع یک جورهایی ازش لذت می برم.
مثلا دیروز مهمون داشتم ...دو تا از دوستان که اتفاقا هم فکر هم هستیم و معاشرت باهاشون لذت بخشه ولی وقتی رفتن احساس سبکی می کردم کلا من بعد از این که مهمون می ره احساس سبکی می کنم 
حالا شما بگو مردم گریز 
اصلا بگو بابا جان خدا و پیغمبر اینهمه توصیه کردن به مهمون داشتن....
خوب نمی دونم چرا اینجوریه... حالا مهمون های دیروز خیلی خوب بودن مواردی بوده که بعد از رفتن مهمون ها واقعا احساس بدن درد می کردم
خوب یک بخشش خستگی و پذیرایی و اینا ولی حس می کنم بخش عمده اش به این دلیل که من خیلی زود از معاشرت با ادم هایی که چهارچوب فکری نزدیک به هم نداریم خسته می شم.
من خودم ادم ارومی هستم و خوب دوست دارم مهمونی هم که میاد خونه با آرامش و متانت بشینه و اروم حرف بزنه...حالا وقتی در اکثر اوقات مهمون هایی که دارم با صدای بلند حرف می زنن و حرف های بی سر و ته می زنند طبیعتا خسته و کلافه می شم.
مهمون های خانوم می گم ها...
یا مثلا از این که تو مهمونی همه تلویزیون ببینند خیلی بدم می اد یعنی چی اخه این همه وقت و انرژی می گذاری که بیان خونه ات بعد بشینند تکرار جومونگ ببینند...نه واقعا!!!!!!
البته با برداشتن تلویزیون از هال کمی این قضیه بهتر شد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۷
آنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی