دوست داشتم کسی جایی منتظرم بود

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند....شاهبازان طریقت به مقام مگسی

دوست داشتم کسی جایی منتظرم بود

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند....شاهبازان طریقت به مقام مگسی

دوباره

يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۰۶:۲۲ ب.ظ

دچار هیجان ایجاد وبلاگ شدم.

دلم می خواد یک عالمه مطلب پست کنم.

یکی دیگه از مسائلی که باهاش درگیرم "نصف نیمه رها کردن کارهاست"

با انرژی شروع می کنم ولی بعد از یک مدت بی انگیزه می شم و رها می کنم...

به نظر شما همچین مساله ای اسم علمی داره؟!!!!

در اصل وبلاگ رو هم برای همین منظور ایجاد کردم.اینکه برای یک مدت مشخص هر روز بنویسم شاید این طوری کمی از عهده این مشکل بر بیام.

مثلا نوشتن اینکه هر روز چه کارهایی انجام دادم....

امروز دیر بیدار شدم از این قضیه به شدت بدم می اد.احساس می کنم برکت از روزم می ره البته این هم از اموزه های مادر جانه...بعدش کمی به گلدون ها رسیدم (برای بنت قنسول عزیزم دعا کنید)

رقتم بیرون پفک خریدم! به این حد رسیدم دیگه

بعدش پفک خوردم و کمی فرندز تماشا کردم طبق معمول پفک خوردن... تا وقتی مشغول خوردنش هستم حال خوبی دارم بعدش دچار معده دردمی شم.

در ادامه این روز بسیااااااار پر بار ظرف شستم چای خوردم 

کمی در اینترنت ول گشتم و الان هم اینجام.......

امیدرارم با برگشتن به دانشگاه کمی مفید بشم 

پ.ن:سه شنبه عروسی دعوت دارم و واقعا انفولانزا گرفتن و نرفتن و ترجیح می دم....اسکل تر از منم سراغ دارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۷
آنا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی